امروز: شنبه 01 مهر 1396 برابر با 23 سبتامبر 2017

اتاق بازرگانی، پارلمان بخش خصوصی یا باشگاه اختصاصی؟!

  • چهارشنبه, 18 مرداد 1396
  • نوشته شده توسط 

کیاست - ایمان محمدی- اتاق صنعت و معدن و تجارت که هنوز با همان اسم سابقش یعنی اتاق بازرگانی خوانده می شود، به تعبیری پارلمان بخش خصوصی هم هست.

پارلمانی که ارکان آن با آرای اعضا شکل می گیرد، مانند هر مجلس دیگر! حالا مجلس ملی، کنگره، یا مجلس ایالتی و محلی، فرقی ندارد. قصد مجادله و مباحثه بر سر نقش و حدود اختیارات یا حتی ترکیب کمیسیون های این نهاد نیست.

همه مجلس شورای اسلامی را می شناسند، برای اطلاع رسانی از چند و چون آنچه در آن می گذرد یک رادیو مجلس وجود دارد و انبوهی از رسانه های گروهی و جمعی که از همه شیوه های روز برای اطلاع رسانی، تحلیل و تفسیر ماوقع و ماحصل امور مجلس و مجلس نشینان استفاده می کنند.

اما آیا روزنامه و مجله هم چاپ می کنند، یا در بودجه ای که اعضای آن از محل حق عضویت ها تامین می کنند برای رسانه داری شرط و شروطی قایل شده اند.

این نهاد با چندین کمیسیون و لشکری از کارمند و رییس دفتر و نیروی خدماتی قرار است چه کاری انجام بدهد که روزنامه و مجله داری کند و اگر این کار را کرد چه محتوایی برای کدام مخاطب فراهم خواهد کرد.

اتاق بازرگانی اصفهان، اما به عنوان پارلمان بخش خصوصی اول استان صنعتی کشور وظیفه و نقش مهمی در پیگیری خواسته های اعضا، مشاوره به اعضای جدید و تدوین و تجمیع نظرات کارشناسان درباره حوزه های فعالیت های اقتصادی اعضای خود دارد.

در حالی که 30 درصد صنایع استان تعطیل و بسیاری از واحدهای صنعتی با نیمی یا بخشی از ظرفیت خود کار می کنند، این نهاد سرگرم برگزاری جلسات، سمینارهای گوناگون است!

و در حالی که هنوز داغ ورشکستگی دردناک یکی از اعضای قدیمی آن حتی پس از مرگش هم با گرفتاری های همسرش توسط بانک، تازه می شود و ادامه دارد، دوستان در این پارلمان، ساختمان مجلل و اشرافی می سازند.

برای دادن وقت مصاحبه و انعکاس نظراتشان در صحنه مطبوعات استان با تبعیضی آشکار میان اصفهان و مرکز، برسر خبرنگار و روزنامه نگار منت می گذارند.

خبرنگاری که وارد آنجا می شود، اگر از ارتباطات شخصی یا وابستگی با اعضای روابط عمومی، برخوردار نباشد، مثل توپ پنگ به این طرف و آن طرف پاس داده می شود.

وعده های سرخرمن، تراکم ظاهری وقت آقایان و جلسات پشت جلسات، به عنوان دلایل نبود آنان ذکر می شود.

اگر رسانه ای هم انتقاد داشته باشد، از مشکلات ساختاری و مدیریتی این نهاد یا اعضای آن که خود بخشی از اداره کنندگان جامعه تولیدی و صنعتی یا خدماتی هستند، بنویسد یا بگوید که می شود مغضوب دوستان و عنایت شبکه پیچیده غیر رسمی این نهاد را که در سراسر استان ریشه دوانده اند برایش باقی می ماند.

این عنایات بعدها خود را در شکل ندادن وقت مصاحبه، دعوت نشدن به جلسات یا نشست های خبری و حتی اظهارنظرهای غیررسمی در مورد کمی و کاستی های آن رسانه، خط گرفتن و غرض ورز بودن صاحبان و روزنامه نگاران منتسب به آن، نشان می دهد.

راستی اتاق بازرگانی استان اصفهان که هنوز یک پروتکل هماهنگ برای تعیین پوشش اعضا در دیدارهای خارجی و داخلی ندارد، و هرکسی با سلیقه و برداشت خود، حیثیت و آبروی استان را برابر چشم مهمانان یا میزبانان قرار می دهند، آیا از نظرات مطبوعات و کارشناسان آنها در مورد نحوه ارتباط گیری با طرف های خود، اطلاعاتی که مجلات تخصصی در مورد طرف های مذاکره یا شرایط عمومی و اختصاصی سرمایه گذاران منتشر می کنند یا تحلیل هایی که از فضای عمومی جامعه ارایه می شود، توجهی می کنند یا خود را اجل از نظر افکندن به خط خطی های عوام می دانند!

کسی مانند جناب آقای سهل آبادی که از اکابر و اعاظم صنعت و سرمایه در استان و کشور هستند، یک روز صدای واصنعتا سر می دهد، دولت یازدهم را مورد حمله قرار می دهد که کمر اصفهان را با وضع مالیات شکسته است و آنگاه که پیروزی روحانی مسجل می شود، ناگاه زبان به شکایت می گشاید که مگر ما حامی تو نبوده ایم و حالا ما هم بازی!

این اتاق در ارایه نظرات راه گشا و تسهیل فضای کسب و کار از طریق یاری در شکل گیری پنجره واحد سرمایه گذاری چه کرده است که مهندس صفرنورالله در مصاحبه با ویژه نامه دنیای اقتصاد در اصفهان، داد از دلال بازی و ناهماهنگی برمی آورد و حسرت چنین امکاناتی در کشوری مانند چین را می خورد.

هر چند نباید از فعالیت های مفید کمیسیون آموزش اتاق در جهت ارتباط با نسل جوان و آنچه طرح بارزگانان جوان و تلاش برای آشنایی دانش آموزان با مفاهیم اقتصادی چشم پوشی کرد، اما همین بارقه های امید در میان دیوار آهنی که اتاق به دور کشیده و تنگ نظری بخش اطلاع رسانی آن گم می شود.

در حالی که انتقال مفاهیم اقتصادی، مشاوره به کارآفرینان و صاحبان مشاغل یا دارندگان کسب و کارهای جدید از رسالت های این نهاد محسوب می شود، اما آیا اگر کسی بخواهد کار جدیدی شروع کند، یا ایده نویی را آغاز کند، درب های اتاق به روی او باز است؟ آیا می تواند از حفظ اسرار ایده خود مطمئن باشد؟

در حالی اتاق بازرگانی به باشگاهی خصوصی برای کسانی بدل شده که علی رغم حضورشان در تهران یا بنگاه های بزرگ اقتصادی مثل فولاد مبارکه و باشگاه های در ظاهر ورزشی، هنوز سایه ای بلند از نام و نشان یا مکتب خود را بر سر پارلمان بخش خصوصی افکنده اند، می توان به جابجایی نخبگان امیدی داشت؟

اصفهان از رکود می نالد، صنعتش هوا را چون خاکستر در دهان مردم نشانده و جیب های خالی کارگران تا دیروز دولتی و امروز خصولتی شده، عرق شرم بر پیشانی آنان می آورد تا جایی که هر ازچندگاهی مطالبات خود را بر سر استاندار آوار می کنند، در حالی که صاحبان این کارخانه ها بعد واگذاری های عجیب و غریب، نه به استاندار پاسخگو هستند و نه کسی از میان این گروه مدیران خصوصی فربه شده از رانت، پاسخ آنها را می دهد و فقط دولت و سیستم اداری و نظام را بدهکار این چشمان به انتظار سفید شده، می کنند.

همین مدیران که در باشگاه‌ خصوصی خود، داد از مالیات سر می دهند و لاف من آنم که رستم جهان را گرفت، می زنند، در کدام سربزنگاه تاریخی در این سال ها صدای اعتراض خود را به تصمیمات غیرکارشناسی بعضی مدیران دولتی بلند کرده اند.

اینان که امروز کارشناس محیط زیست و صنایع هایتک گشته اند، پیش از شروع موج انتقاد رسانه ها و مطبوعات که به پشتوانه فکری اساتید دانشگاه و دلسوزان جامعه شکل گرفت، کدامشان نظری در باب ضرورت رهایی از چنگال صنایع آلاینده سر دادند؟

طنز قصه در اینجاست که بسیاری از همین مدیران و یکی از پدر خواندگان آنها که همراه با چند از دوستان ابتدا بنایشان تحصیل در حوزه مقدس علمیه بوده، ناگاه به صرافت صنعت افتادند و از قضا یکی از ناهمگون ترین صنایع با اقلیم اصفهان، از آشپزخانه آنان بر سر سفره اصفهانی ها آورده شده است.

آقایان که هنوز حضوری بی بدیل در این میان دارند و کسی نمی پرسد اگر آشی که آنان پختند، امروز در گلوی استان گیر کرده، چگونه قرار است آینده اصفهان را به سر پنجه باکفایت آنان سپرد.

کسی منکر حق داشتن نشریه داخلی برای هیچ نهاد خصوصی یا عمومی نیست، اما اتاق بازرگانی چگونه و پس از تجربه های پرهزینه دیگر نهادها مثل شهرداری که به جای قرار گرفتن در معرض نقد و سنجش با میزان رسانه، خود رسانه دار شده اند، وارد آوردگاه روزنامه داری و انتشار خودگویی هایش شده است.گفت که خود گویی، خود خندی و خود مرد هنرمندی!

برای ساختن یک اقتصاد سالم، رشد و پیشرفت و در نهایت رسیدن به توسعه، اگر هر کس در جای خود قرار نگیرد و مدیران اقتصادی تفکر خود را  با تجربه های بشری، میزان نکنند، امیدی به فردای بهتر نیست.

اشخاصی که خود سن وزیر صنعت را دستمایه نقد به دولت قرار داده اند، امروز چندان فاصله ای با عدد شناسنامه ای و میانگین سنی وزرای دولت یازدهم ندارند. پیرانی که سودای جوانی به سر دارند و حالا درس آموخته از رزوگار دراز، در حالی به قول استاندار، صنعت برای اصفهان نقمت شده است، به یاد گفتارها و جستارهای اقتصاددانان افتاده اند، نرخ ارز را شناور می خواهند، مالیات را چون بهشت های مالیاتی، و تعرفه بر واردات را برای خود چون اقتصادهای لیبرالی هماهنگ با منویات سازمان تجارت جهانی می خواهند و در برابر ناتوانی خود در بهره وری خواستار حمایت های بی دریغ دولت چون سوسیالسیت های قرن گذشته هستند.

اینان نه راهبردی برای رسیدن اصفهان به طراز نام خودش دارند، و نه رویایی برای ساختن آینده ای توسعه یافته! از شفافیت نام آن و تسهیل فضای کسب و کار تنها ادای آن را درمی آورند. آنها می خواهند از سرمایه اقلیم، جغرافیا و رنج و تلاش مردم این استان برای خود پله های ترقی بسازند که جز خودشان کسی یارای بالا رفتن از آن را نداشته باشد.

ابزار تولید را دلار ارزان قیمت از جیب بیت المال وارد می کنند و وقتی حقوق کارگر را محاسبه می کنند، همیشه در مقام کارفرما و جانب آن، اهمیتی برای هزینه های کمرشکن کارگران قایل نیستند اما می خواهند در برابر مطبوعات ژست مدافعان کار و تولید را بگیرند.

تا در بر همین پاشنه است و نورافکن های رکن چهارم دمکراسی و افکار عمومی بر اتاق های در بسته حلقه های چنبره مانند مدیران باشگاه نشین تابیده نشود و آنان خود را پاسخگو در برابر عملکردشان نبینند، نمی توان به اصلاح اقتصاد استان امید داشت.

منتشر شده در اقتصادی
کد خبر: 1338

آخرین اخبار

:

به روايت تصوير

حالت های رنگی