امروز: شنبه 01 مهر 1396 برابر با 23 سبتامبر 2017

  • رسانه؛ زیر چتر روابط عمومی ها
روزنامه ها در اولویت نیازهای مردم ما نیست...!

  • شنبه, 16 آبان 1394

زمانی که تیترها نیاز جامعه را بازگو نماید آن زمان، روزگشودگیست

زینب هاشمی- یکی از شخصیت های فرهیخته اصفهان میهمان مجموعه ما شدند که در این میهمانی با وی صمیمانه به گفتگو نشستیم و چکیده گفتگو را در پی با هم می خوانیم:

وی در ابتدا مثالی از بیانات اشوزردشت مطرح کرد که در اوستا جامعه به سه بخش تشکیل می شود:

سرجامعه که پیامبران و حکیمان هستند و رهبری جامعه برعهده ایشان است، بازوان جامعه که نظامیان اند و پاها که صنعت گران و برزگران اند.

در این طبقه بندی باید سر به اندازه بدنه این هیکل باشد میهمان موسسه در این مثال می خواست اشاره ای به جامعه خبری استان نماید لذا گفت: رونامه نگاران چشم، زبان و گوش جامعه هستند اما چون چشم هایشان کوچک و گوششان تنگ و فاقد شنوایی است زبان گویا نمی توانند داشته باشند. علیهذا نباید به گفته های مقامات رسمی استان مانند استاندار وقت خرده گرفت که می گویند:« اصفهان نشریه ای در شان جامعه فرهنگی استان ندارد» بنابراین نباید به شخصیت های سیاسی که به واقع سیاست مدارند (با تعریف مشخص کاری خود) گفت: آقا خودتان چه کرده اید؟!!! بلکه بایستی یک سوزن به خودمان بزنیم و... .

وقت آن است که به آموزش بیشتر بپردازیم. آموزش در بحث توسعه نیافتگی همیشه مطرح بوده است لذا در دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ای این مقوله را دنبال کردیم البته نه آموزش ارزش های خبری دهه 1940، نه آموزش سبک های خبری دهه 40، آموزش بروز و پیشرفته.

آموزشی که منِ مدرس با بروز رسانی اطلاعات از طریق دریافت، ترجمه و مطالعه فایل های روزنامه نگاری بین المللی، همچنین مطالعه همیشگی آثار دکتر توکلی و امثال این اساتید بتوانم همپای زمان حرکت کنم و به آموزش تکمیلی روزانه بپردازم.

اگر روزنامه نگاران که سرفصل فعالیت شان مطالعه است روزی 50 صفحه مطالعه نداشته باشند روزنامه که ماحصل اطلاعات اوست پائین ترین سطح اطلاعات را ارائه خواهد داد پس نباید متوقع شد که چرا نشریات در گیشه های روزنامه فروشی خریداری ندارد؟!!!

یک رسانه بایستی با نیاز جامعه همراه باشد، زبان مردم را بداند. باید بشناسد که این نشریه کدام یک از نیازهای ضروری مردم را تامین می کند تا بتواند محبوبیت عمومی یابد.

میان مردم ما دیگر "سخت خبر" جایی ندارد شاید تنها برای وقوع خبر این چنین نوشتاری مطلوب باشد اما بایستی به ترتیب انتشار نیز توجه شود چرا که اخبار سوخته با ساختار هرم وارونه دیگر نیازی از مخاطب را تامین نمی کند. زبان مردم ما در دهه های گذشته تاکنون مشخصا هویداست این روزنامه نگار است که باید به درک این حقیقت برسد که:«به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را... » باید به این درک برسند که چرا روزنامه ها در اولویت نیازهای مردم ما نیست؟!

زمانی که تیترها نیاز جامعه را بازگو نماید آن زمان، روزگشودگی است. جریان مطبوعات پیچیدگی خاصی دارد که شاید نبود مدیریت متمرکز و واحد بر مطبوعات یکی از دلایل این پیچیدگی است البته تا وقتی که فرهنگ استان اصفهان با وجود اینکه پایتخت فرهنگ و تمدن ایران است و نظر بر اینکه سرشار از پتانسیل های فرهنگی است تنها مثلا هفت میلیارد تومان ارزش داشته و دارد نباید توقع تحول بزرگی داشت.

از طرفی سازمان های مردم نهاد مطبوعاتی فرسوده شده و دوران کهولت خود را می گذرانند حدود 10-12 سال است بدون تغییر در مدیریت با حرف های تکراری حرکت می کنند. بدنبال وقوع دستاوردهایی هستند تا در پی فرصت طلبی منفی اظهار وجود کنند. حرف های غیرعملی منفی می زنند مثلا گریدبندی روزنامه نگاران، این حرف از آن مقوله هایی است که غیرقابل عملیاتی شدن است چرا که گاه یک جوان از راه نرسیده مطلبی می نویسد که دهان به دهان می چرخد، از آن طرف دکترای ارتباطات روزنامه نگاری اگر مطلبی نوشت جای چاپ ندارد!!!

روزنامه نگار را مردم با عملکردش می شناسند نه اینکه بگوید ده هزار خبر به چاپ رسانده و این قدر مقاله و تنها قاب های روزنامه هایش را در جشنواره ها به در و دیوار بچسباند که... مردم روزنامه نگار را باید بعنوان نماینده خود بدانند.

از سوی دیگر رسانه تنها هنری است که بدون اعتبار نمی شود. رسانه به علاوه پول برابر است با قدرت اجتماعی، اما با رعایت تمامی رسالتش. رسانه های آزاد در سطح اجتماع کم هستند که در زمان بحران، صاحبان آگهی، به نشریات آزاد کمک مالی تزریق می کنند بدون اینکه به مسئولین رسانه بگویند و این همان فرهنگ ریشه دار عمیق، اصل « نان و نمک» است. اما آیا مردم این رسالت را به ما ندادند که شیوه مسئولین را نقد کنیم. ما مردم نجیب و کم بضاعتی داریم لذا بایستی در کنار دریافت آگهی های سازمانی، از خرابکاری هایی که ریشه نظام را مخدوش می کند با زبان طنز که عام فهم باشد پرده برداریم.

در این مسیر بایستی توضیح داد که خیل خبرنگارانی داریم که یک شبه به این مرتبت رسیده اند چرا که ساماندهی نظارتی نداریم از طرفی شخص مجبور است در اولین فضا کار کند سردبیران وقتی قلمی را به واقع انتقادی و سازنده می یابند از وی استقبال می کند پس می شود خبرنگار .

از سوی دیگر هزینه های چاپ رسانه سرسام آور است خصوصا برای مطبوعات آزاد. در این ورطه از زمان به سراغ روابط عمومی ها می روند که خواه ناخواه زیر چتر ایشان قرار می گیرند در این وانفسا باید بدنبال چه بود؟!!! این مسیری است که از ابتدا راه درستی پیش نگرفته و ربطی به زمان حال هم ندارد اگر تاریخ اجتماعی روزنامه نگاری را بررسی کنیم تا بوده چنین بوده...

اما هم اکنون در یک حالت گذار قرار داریم حالتی که در آن خیل نشریات مشکل استمرار دارند یا مطلب نیست یا پول، برای مطلب هم بایستی به خبرنگار پول داد. لذا دیده شده خبرنگاران کهنه کار به ارزش «تازگی» در خبر دیگر توجهی نمی کنند. به نحوی می نگارند که به بهترین قیمت در هر زمان بتوانند از آن بهره برند. هر رسانه که در این دوره گذار باقی بماند نتایج تلاش مابقی را به نفع خود جمع می کند.

مطالب فوق چکیده گفتار استاد روزنامه نگاری هادی زمانی است. که با آغوش باز و سعه صدر به پرسش های دوستانه ما پاسخ دادند. اصالتا بچه خوراسگان که پدرش کشاورز و مادرش تحصیل کرده بوده است تربیت خود را تحت شعونات مادر و مادربزرگ خود با قصه هایی که در کودکی از منطق طیر، بوستان و گلستان شنیده می داند.

وی که اولین اثرش حدود سال 74 در هفته نامه نسل فردا چاپ شده، بیش از 200 داستان کوتاه دارد که تمامی ریشه در مطالعات داستان های آل احمد، بزرگ علوی و صادق هدایت و در دوران 13 سالگی او دارد.

مجموعه داستان های کوتاهش در قالب کتابی تحت عنوان«یکبار برای همیشه» به چاپ رسیده است. اولین کتابش تحت عنوان «هرگز ولی تنها همچون چکاوک ها» جزو سه اثر برتر کشور در دفتر شعر جوان شناخته شد.

هادی زمانی کارشناس ارشد علوم اجتماعی توانسته همزمان با روزنامه نگاری دورانی را در سمت روابط عمومی شرکت برق به مردم خدمت رسانی کند و از دانش ارتباطات جهت پیشبرد اهداف مردمی خویش بهره برد. مدتی در اداره بیمه خدمات درمانی سابق(بیمه سلامت فعلی) خدمات مثبتی در سمت روابط عمومی به مردم ارائه داد و همواره یک روابط عمومی غیروابسته به مدیر بوده است همچنین در سمت مدیر کل روابط عمومی شرکت بیمه دی توانسته با تکنیک های ارتباطات و اجرای سیستم بازرسی، بحران شرکت بیمه دی را بعد از دریافت حکم مدیر ارشد بیمه دی در اصفهان در طول یکسال رفع نماید.سپس با تعدد پیشنهادهای مختلف با پیشنهاد بیمه پاسارگاد جهت ادامه همکاری موافقت نمود چرا که بیمه پاسارگاد را یک مدینه فاضله منظم می داند معتقد است بیمه پاسارگاد بدنبال مشتری و جذب سرمایه از آن نیست بلکه همزمان با رسالت بیمه ای یک رسالت مسئولانه اجتماعی را صورت می دهد.

وی بر این اعتقاد است که همان رسالتی که او را روزنامه نگار کرد همان رسالت او را مدیر کرد و امروز در صنعت بیمه با تکنیک های ارتباطات ایده های بزرگ دارد و می خواهد مسئولیت اجتماعی را بجای تبلیغات مستقیم جایگزین نماید.

 

هادی زمانی نگارنده کتاب های «کلیدرسانه ها»، «روابط عمومی اثربخش و فراگیر» «مجموعه کتابهای روابط عمومی به زبان ساده» است و کتابهای در دست چاپ با عناوین« 28 اصل مدیریت اقتضایی» و « مدیریت نخبگان قدرت عوام» در حوزه روابط عمومی دارد.


 

 

به ما می گویند رکن چهارم دموکراسی!

منتشر شده در گفتگو ها
کد خبر: 566

آخرین اخبار

:

به روايت تصوير

حالت های رنگی